عبد الحسين نوايى
مقدمه 16
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )
دلم سخت افسرده و بلكه مرده بود و خاطر در نهايت پريشانى و آشفتگى . اينجا ، براى بسط اين مقال مساعد نيست و به قول مولانا : شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر ولى مجملا عرض مىكنم كه پس از عمرى صداقت و صميميت در خدمت ، به ناگزير از كار در تهران دست شستم و به مأموريتى در خارج از زادگاه خويش رفتم و اين دورى از تهران و رفتنها و آمدنها موجب شد كه به علت شتابزدگى و كمى وقت نتوانم آنطور كه بايد و شايد به تصحيح كتاب برسم و در نتيجه اغلاطى چند در كتاب راه يابد . خوشبختانه بسيارى از اين اغلاط از مقوله تبديل حروف و علامات خطى مثل نقطه و « ويرگول » و غيره است به يكديگر كه آشنايان به كار كتاب آن را به خوبى تشخيص مىدهند . كيست كه نداند اگر در كتاب « شيح » آمده همان كلمهء « شيخ » است يا احناد همان اجناد است يا محاذيل همان « مخاذيل » . از اين رو ذكر اين گونه اغلاط را زائد دانستم و اغلاط مربوط به اعلام و اماكن را هم در فهرست تصحيح كردم و لذا بسنده كردم در غلط نامه به اغلاطى كه در نتيجه سهو و خطاى من پيدا شده و اگر تقصيرى است نه بر مطبعه يا عزيزان مسئول غلطگيرى در بنياد فرهنگ بلكه بر من است شخصا و ازين بابت از همهء بزرگانى كه بدين صفحات در مىنگرند پوزش مىطلبم و تقاضا مىكنم قبل از توجه به كتاب اين اغلاط را تصحيح فرمايند و از لغزشهائى كه روى داده و من پوزش خواستهام و لغزشهاى ديگرى كه خود مىيابند كريمانه درگذرند و قول خداوند تبارك و تعالى را به كار بندند كه مىفرمايد اذا مروا باللغو مروا كراما . عبد الحسين نوائى تهران نهم اردى بهشت 2537 شاهنشاهى